راه ناتمام...

خرید بک لینک

آن روز

بگشوده بال و پر

با سر به سوی وادی خون رفتی

گفتی: "دیگر به خانه باز نمی گردم

امروز من به پای خود رفتم

فردا شاید مرا به شهر بیارند

-بر روی دستها-"

اما

حتی تو را به شهر نیاوردند

گفتند: "چیزی از او به جای نمانده است

جز راه ناتمام..."

منبع


نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 95 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

صفحه بندی