نورایمان

خرید بک لینک

سبک بالان خرامیدند و رفتند

مرا بیچاره نامیدند و رفتند

سواران لحظه ای تمکین نکردند

ترحم بر من مسکین نکردند

سمت چپ شهیداحمدرضاکرمی

سواران از سر نعشم گذشتند

فغان ها کردم، اما برنگشتند

اسیر و زخمی و بی دست و پا من

رفیقان، این چه سودا بود با من؟

رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟

جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟

ازراست نفردوم شهیداحمدرضاکرمی، نفرچهارم شهیدرضاچگنی

اگر دیر آمدم مجروح بودم

اسیر قبض و بسط روح بودم

در باغ شهادت را نبندید

به ما بیچارگان زان سو نخندید

رفیقانم دعا کردند و رفتند

مرا زخمی رها کردند و رفتند

رها کردند در زندان بمانم

دعا کردند سرگردان بمانم

ازراست نفردوم شهیداحمدرضاکرمی، نفرسوم شهیدمسعودصادقی، نفرششم شهیدرضاچگنی

دلم تا دست بر دامان در زد

دو دستی سنگ شیون را به سر زد

امیدم مشت نومیدی به در کوفت

نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت

چه درد است این که در فصل اقاقی

به روی عاشقان در بسته ساقی

بر این در، وای من قفلی لجوج است

بجوش ای اشک هنگام خروج است

در میخانه را گیرم که بستند

کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!

نفراول سمت راست شهیداحمدرضاکرمی

دعا کردند در زندان بمانم

دعا کردند سرگردان بمانم

من آخر طاقت ماندن ندارم

خدایا تاب جان کندن ندارم

دلم تا چند یا رب خسته باشد؟

در لطف تو تا کی بسته باشد؟

شعر: قادرطهماسبی(فرید)

شعر خوانی از حاج صادق آهنگران

دانلود

نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 97 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

بحرینی ها برای تظاهراتی تاریخی آماده می شوند

فراخوان براي حضور گسترده بحريني ها در تظاهرات امروز
فراخوان براي حضور گسترده بحريني ها در تظاهرات امروز

کمیته برگزار کننده تظاهرات 27 سپتامبر 2013 در بحرین اعلام کرد که مردم این کشور امروز حماسه ای دیگر را در مسیر مبارزات و جانفشانی های خود برای تحقق مطالبات برحقشان ثبت می کنند.

به گزارش روز جمعه پایگاه خبری شبکه العالم، این کمیته تأکید کرد که تظاهرات امروز یکی از روزهای جاودانی است که با حضور گسترده مردم در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.

بر اساس این گزارش، راهپیمایی مسالمت آمیز مردم بحرین امروز 27 سپتامبر/ پنجم مهر، تحت عنوان"جانم فدای وطنم" با حضور گسترده اقشار مختلف مردم این کشور برگزار خواهد شد.
کمیته برگزار کننده خاطرنشان کرد، حضور مسالمت آمیز مردم بحرین در اینگونه راهپیمایی ها، حقیقت مطالبات آنها را به جهانیان ثابت کرد، و نشان داد که مردم بحرین خواستار برقراری دموکراسی در کشورشان هستند و به همین دلیل در اعتراضات خود به قوانین پایبند هستند.

ین تظاهرات قرار است در غرب منامه برگزار شود و تا خیابان "البدیع" و منطقه "الشاخوره" ادامه یابد و به منطقه "الدراز" برسد.

"شیخ علی سلمان" دبیرکل جمعیت وفاق نیز پیش از این مردم را به حضور گسترده در این تظاهرات "استثنایی" فرا خوانده است.

نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 99 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

سعدی شیرازی:

دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندتنه دگر امید دارد که رها شود ز بندت

ناصرالدین شاه:

منم آن شکار زخمی که فتاده ام به بندتاگرم به خون کشانی نکشم سر از کمندت

...... :

به خدا قسم که آخر بزنیم تیغ به بندتکه من و ناصر و سعدی بکشیم سرازکمندت

نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 94 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

پیــــرمرد روستا زاده اے بود که یک پســـر ویک اسب داشت؛ روزی اسب پیرمرد فــــرار کـــرد، همه همسایه ها بـــرای دلـــداری به خـــانه پیـــرمرد آمدند وگفتند: عجـــب شـــانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیــــر جواب داد: از کـــجا می دانید که ایـــن از خوش شانسی من بـــوده یا از بـــد شانسی ام؟همسایه ها با تـــعجب جــــواب دادن: خــــوب معلومه کهاین از بد شانسیه!

هنوز یک هفته از این ماجــــرا نگذشته بـــود که اسب پیــــرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه بـــرگشت. اینبار همسایه ها بــــراے تبریک نزد پیرمرد آمدند:عجب اقبال بلندی داشتی کـــه اسبت به همراه بیست اسب دیگـــر به خانه بر گشت!

پیر مرد بار دیگــــر در جــواب گـــفت: از کجا مـــےدانید که ایــن از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟

فـــــــردای آن روز پـــسر پیــــرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خــــورد و پایش شـــکست. همسایه ها باردیگــــر آمدند و گـــفتند: عـــجب شانس بدی!و کـــشاورز پیــــر گفت: از کجـــا مــے دانید که این از خوش شانسی مـــن بوده یا از بد شانسی ام؟

و چند تا از همسایه ها با عصبانیت گـــفتند: خب مـــعلومه که از بد شانسیه تـــو بـوده پیـــرمرد کـــودن!

چــــند روز بــعد نیــــروهای دولتــــے برای ســــربازگیری از راه رسیدند و تمام جـــوانان ســـالم را برایجـــنگ در ســــرزمینی دوردست با خود بردند.پســـر کشاورز پیر به خاطـــــر پاے شـــکسته اش از اعــــزام، مـــعاف شد.

هـــمسایه ها بار دیگـــــر بـــرای تبـــریک به خانــه پیــــرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پســـرت مــعافشد! و کــشاورز پیــــر گفت: از کــجا مـــےدانید که…؟

خیلی از ما اتفاقاتی در زندگــــــــے خــــود داشتیم؛اتفاقـــاتی کـــه از نظر ظـــاهـــری بـــرای ما بـــدبوده اند اما براے مــا خـــیر زیادی در آن نهفتهبوده است...

خـــــداوند یگــــانه تکیه گــــاه من و توست!

پس...

بـــه "تدبیرش"اعتماد کـــــن.. بـــه "حـکمتش" دل بســـپار...

بـــه او"تـوکــــــــــــل"کـــــن...

و ...

بـــه سمت او "قدمـے بردار".

نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 95 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت.
مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخ هاکرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچارهمرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که درتوبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت.
او به همین ترتیب چند تکه نان خشکخورد و سپس براه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارجشده دست وی را گرفت و گفت:کجا میروی پول دود کباب را که خورده ای بده. از قضا ملااز آنجا میگذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری میکند و تقاضامینماید او را رها کنند. ولی مرد کباب فروش میخواست پول دودی را که وی خورده استبگیرد.

ملا دلش برای مرد فقیرسوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابیرا که او خورده است میدهم.
کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. ملا پس ازرقتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به رویزمین میانداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده،بشمار و تحویل بگیر. مرد کباب فروش با حیرت به ملا نگریست و گفت: این چه طرز پولدادن است مرد خدا؟ ملا همان طور که پول ها را بر زمین میانداخت تا صدایی از آنهابلند شود گفت: خوب جان من کسی که دود کباب و بوی آنرا بفروشد و بخواهد برای آن پول بگیرد باید به جای پول صدای آنرا تحویل بگیرد.

نورایمان...

ما را در سایت نورایمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: jalal بازدید: 92 تاريخ: جمعه 5 مهر 1392 ساعت: 14:23

صفحه بندی